تبلیغات
پرشین موزیک , دانلود موزیک جدید - امیر عباس ستایشگر به وزیر ارشاد نامه نوشت

امیر عباس ستایشگر به وزیر ارشاد نامه نوشت
آقای وزیر! نگاهِ کاسبکارانه­ بنیاد رودکی اهالی موسیقی را به دولت بی اعتماد می‌کند

 موسیقی ما- «امیر عباس ستایشگر» - آهنگساز و نوازنده ی موسیقی اصیل- در نامه‌ای به وزیر ارشاد به عملکرد بنیاد رودکی انتقاد کرد. او در نامه‌ی خود به وزیر آورده است:‌ ​ 

جناب دکتر سید عباس صالحی
وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی
 
با سلام و احترام
همانطور که مستحضر هستید،بخش عمده ای از هنرمندان موسیقی در انتخابات ریاست جمهوری همراه و همدل با دولت تدبیر و امید بودند و امروزه با وجود فشارهای سیاسی و اقتصادی هنوز ریسمان این همدلی گسسته نشده است.اهالی موسیقی همواره خود را در کنارِ دولت به عنوان یک بازوی اجرایی و تاثیرگذار در حوزه­ی هنر میداند،اما برخی از بی معرفتی ها و گستاخی ها آنان را دلزده و دلسرد از ادامه­ی راه و یا پشیمان از مسیر انتخابی می کند.روزی که شما به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از مجلس محترم رای اعتماد گرفتید در توییت شخصی خود نوشته­ی را منتشر کردید که برای من سرشار از دلخوشی و خوشحالی بود."یکه و تنها شب تار و خطر/ راهی خلوتگاه عنقا شدم خدایا یاریم کن تا صداقت را قربانی سیاست نکنم"نگاهی عرفانی و بویی از ابوسعید ها و خرقانی ها را به مشام می رساند و تا به امروز وقتی سخنان  و تعابیر شما را دنبال کردم چیزی جز آن حالِ خوش ندیدم.اما متاسفانه این نگاه در مدیریت های تحت نظر حضرتعالی موج نمی زند.

شما بهتر از هر کسی می­دانید که اهل هنر (مخصوصا در رشته ی کاری من و فضای موسیقی دستگاهی و تخصصی) چیزی جز "احترام" و "هنر"طلب ندارند اما در بنیاد رودکی که مهمترین سالن های کنسرت در اختیار آن است این دو خصوصیت گمنام و کمیاب است.

جناب وزیر!در بنیاد رودکی همه چیز به "پول"ختم می شود.نگاه مادی بر نگاه فرهنگی غالب است و این از خط فکر ما جداست.همه می دانیم که در چه شرایط سخت اقتصادی زندگی می کنیم و کشورمان در چند جبهه ی مختلف سیاسی در حال مبارزه ست.آن روزگاری که اوضاع مخاطبان و مردم شهرِ من به اصطلاح "خوب"بود ،وضعیت اقتصادی موسیقی سنتی ایران "بد"بود ،وای به حال امروز که حتی فروش بلیط های یک سالن کوچک 200 نفره با "شاید و اما و اگر" همراه است.من می دانم که شرایط ناخوش احوال اقتصادی گریبان گیر دولت و در نتیجه زیر مجموعه های آن نیز هست و مرکزی مانند بنیاد رودکی چاره ای ندارد جز آنکه درآمد زایی های متداولتری برای سرپا بودن خود داشته باشد.اما این بیچارگی دارد به رسوایی می کشد.یک روز در تالار وحدت رونمایی خودرو بر پا می شود.روز دگر تالار در اختیار لوازم های  آرایشی بهداشتی قرار می گیرد  اما با این احوال از 1000 تومن برای گروه های کوچک فرهنگی کوتاه نمی آیند.چندی پیش مدیرعامل محترم بنیاد در گفتگویی اعلام کردند که کارهای درامد زای بنیاد در روزهایی بوده که سالن به اصطلاح خالی و در رزرو گروهی نبوده است اما هر بار که برای رزور سالن به آنجا مراجعه می شود با نگاهی به لیستها در می­یابی که اکثر روزها "پُر"است  و  همچنین مدعی آن بودند که  حمایت های مختلفی از گروه ها شده تا جایی که اعلام آمادگی به انتشار لیست گروه های حمایت شده کردند.چه خوب می شود اگر این لیست در اختیار رسانه ها قرار گیرد تا خط و ربط حمایت ها مشخص شود.

آقای دکتر صالحی؛ موضوع فراتر از اینهاست.یک مدیر فرهنگی باید بداند که اگر کاربری و تعاریف همیشگی یک نهاد را تغییر دهد ،لطمه ی بزرگی به جایگاه آن زده است.اجازه بدهید برایتان مثالی بزنم:میدانید سالها نمازِ جمعه­ی تهران در دانشگاه تهران برگزار می گردید. بعد از مدتی مصلی تهران ساخته شد و در بخشی از آن امکان بر پایی نماز جمعه مهیا گردید اما همچنان این برنامه در دانشگاه برگزار می شد.میدانید چرا؟چون نمی خواستند دانشگاه تهران تبلور سیاسی خود را از دست بدهد.حرکت های اقتصادی سطح پایین و نگاه ماشین حسابی به تالار وحدت ،تبلور یک نهاد فرهنگی را خدشه دار می کند و این خطرناکترین وضعیت موجود است.

شما شاید به دلیل مشغله های مهم روزمره و همچنان سیاست گذاری کلان فرهنگی با مسائلی از این  جنس دست و پنجه نرم نکرده باشید اما من حدود 20 سال است در راهرو ها و ساختمان دفتر موسیقی و بنیاد رودکی استخوان ترکانده ام.همین چندی پیش اجرایی در مجموعه­بنیاد برپا داشتیم و موارد مطرح شده را از نزدیک لمس کرده ام.

شاید شما گزارش­هایی را مطالعه می­فرمایید که از مدیران تحت امر خود دریافت کرده اید اما حقیقت واقعی دراینباره در دل اهل موسیقی ست.من پیشنهاد میکنم برای آنکه حقیقت را بیابید فردی مطمعن را در لباس ناشناسی برای برگزاری یک کنسرت موسیقی روانه ی این کارزار کنید و بعد صحبتهایش را بشنوید! ما در این تنگنای رخوت و شش درِ تنهایی راهمان مشخص است و پر قدرت تر از همیشه به پیش می رانیم و بارها در بزنگاه های سیاسی و تاریخی همراهی خود را با دولت نشان دادیم .حال به قول داستان دفترِ آخرِ مثنوی:"ما همه کردیم کارِ خویش را/جان به قربانت بجنبان ریش را"

در انتها باید عرض کنم،با تمامِ این بی مهری ها هنوز با دولت و وزارت خانه ی تحت امرتان مهربانیم و بهتر است فرموده ی شریفی از پیامبر اسلام (ص) را با خود زمزمه کنیم که:" عَدلُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن عِبادَةِ سَبعینَ سَنَةً قِیامِ لَیلِها وَصِیامِ نَهارِها"(مشکاة‏الانوار_طبرسی_ص 544) .اقای دکتر صالحی شما وزیرِ فرهنگِ دولتِ تدبیر و امید هستید،از شما خواهش می­کنم  وزیرِ فرهنگِ دولتِ تدبیر و امید باقی بمانید.
  
 
والحَمدللهِ اولا وآخرا
امیرعباس ستایشگر
آهنگساز-منتقد موسیقی
 
منبع: 
سایت موسیقی ما


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 17 مرداد 1397
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر